در میان ازدحام آرام زائران، پرچمهای سبز و مشکی موکب امام رضا (ع) در باد میرقصند و صدای دعا و تلاوت قرآن، زمینهای روحافزا برای ساعتی معنوی، فراهم میآورد.
موکب امام رضا (ع)، این روزها به یکی از تکیهگاههای مهر و کرامت در اطراف حرم مطهر رضوی تبدیل شده است.
هر غروب ماه مبارک رمضان، خادمان و فراشان حرم با لباسهای سبز و سفیدشان، همچون تسبیحی از اخلاص در کنار هم میایستند تا سفرهای از محبت بگسترانند. در این موکب، حدود ۲ هزار پرس غذای گرم و نزدیک به ۶ هزار پرس حلیم، نان، پنیر و خرما آماده میشود؛ عطری از سخاوت که تمام خیابان را پر میکند.
صفوف منظم زائران از ساعتها پیش شکل میگیرد. برخی پدران با کودکان خردسال خود آمدهاند، برخی بانوان سالخورده با چادرهای سپید و جمعی جوان که لبخندشان با غروب آفتاب درمیآمیزد. خدام با چهرههایی گشاده و قدمهایی تند، در میان جمع میچرخند تا هیچ دستی خالی نماند. در نگاه هرکدام، آرامشی موج میزند که تنها در سایه خدمت به امام رضا (ع) میتوان یافت.
در امتداد خیابان واعظ طبسی، فرشهای رنگارنگ پهن شده است؛ فرشهایی که همچون نوارهایی از مهر، خیابان را به حرم پیوند میدهند.
صدای باز شدن جعبههای افطار، همزمان با اذان مغرب، فضای اطراف را پر میکند. نان و خرما در میان جمع میچرخد، حلیمهای داغ در ظرفهای یکدست میان مردم توزیع میشود و لحظهای بعد، همه در سکوتی آمیخته با شکرگزاری، لقمه اول افطار را، به لب میبرند.
در این لحظه، خیابان واعظ طبسی دیگر یک مسیر معمولی نیست؛ بلکه به ضیافتی از نور و عطوفت بدل میشود. کودکانی که لبخند بر لب دارند، جوانانی که در سکوت دعا میکنند و پیرمردانی که چشمانشان را بر آسمان دوختهاند؛ همه در یک حالاند؛ آرام، سبک و مهمان لطف امام مهربانیها (ع).
موکب امام رضا (ع) گرچه امکانات محدودی دارد، اما دلهایی بزرگ و نیتی خالص پشت آن ایستاده است. این موکب نه وابسته به نهادهای بزرگ است و نه متکی به تبلیغ؛ تنها با همت خادمان و عاشقان امام رضا (ع) برپا شده تا در این ماه ضیافت الهی، دلی را شاد کند و سفرهای را رنگین سازد.
خادمی با دل آرام، در گوشهای از موکب، یکی از خدام در حال توزیع افطار است. دستانش از گرمای حلیم داغ سرخ شده، اما لبخند از چهرهاش جدا نمیشود با لبخند میگوید:هر لقمهای که به دست زائر میرسد، حس وصفنشدنی به من دست میدهد. اینجا گرسنگی و خستگی معنا ندارد؛ وقتی میدانی کسی در جوار امام رضا (ع) روزهاش را با غذایی که تو تعارف کردهای باز میکند، احساس میکنی خدا نگاهت کرده. همین نگاه برایمان کافی است.
کمی آنطرفتر، خادم دیگری مشغول خدمت است. صدای همهمه زائران در فضا پیچیده، اما او آرام میگوید: خدمت در این موکب، فقط کار نیست، عبادت است. ما هر شب پیش از شروع کار وضو میگیریم، دعا میخوانیم و نیت میکنیم که هر لبخندی که به روی زائر میآوریم، صدقهای باشد در راه امام رضا (ع). اینجا همهچیز بوی بندگی میدهد
زنی میانسال با چادر سفید کنار سفره نشسته و خرما در دست دارد. با لبخندی آرام میگوید: هر سال که ماه رمضان میرسد، دلم میخواهد یکبار هم شده افطارم را در همین خیابان باز کنم. اینجا نانش ساده است، ولی طعمش بهشت دارد. همین که در چند قدمی گنبد طلا بنشینی و اذان را بشنوی، خودش پاداش روزه است.
جوانی که از کرمانشاه آمده، نیز میگوید: برای اولینبار است که در مشهد ماه رمضان را تجربه میکنم. هیچوقت فکر نمیکردم افطار در کنار امام رضا (ع) اینقدر آرامشبخش باشد. وقتی خدام افطاری را دستت میدهند، حس میکنی خود امام میزبان است، اینجا حتی خرما، هم طعم دیگری دارد.
با پایان اذان و آغاز دعا، خیابان واعظ طبسی غرق در سکوتی دلنشین میشود. زائران در سکوت افطار میکنند، خدام آرام میان جمع حرکت میکنند و نسیمی خنک از سمت حرم میوزد. در این لحظات، گویی فاصله زمین تا آسمان کوتاهتر میشود.
اینجا، موکب امام رضا (ع) نه فقط محلی برای افطار، بلکه مأمنی برای آرامش و همدلی است؛ جایی که هر لقمه نان، عطر مهربانی دارد و هر لبخند، نشانهای از رضای خداوند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز